تضاد عرضه بیش از حد کاملاً برجسته است: تولیدکنندگان کیسه های تنی سرمایه گذاری نسبتاً کمی دارند، محتوای فنی پایین، موانع ورودی کم، بسیاری از شرکت های کوچک و متوسط راه اندازی شده اند، بسیاری از شرکت های کوچک و متوسط، قابلیت های نوآوری ضعیف، و تعداد کمی از محصولات نوآورانه مستقل دارند. جذب محصول به ویژه جدی است. بنابراین، عرضه به طور جدی از تقاضا فراتر رفته و منجر به جنگ قیمت می شود و حاشیه سود کمی وجود دارد. با توجه به ظرفیت مازاد تولید محصولات، نمی توان آن را آزاد کرد.
صنعت بافندگی پلاستیک بسیار شکننده است و نیاز به یکپارچه سازی دارد: صنعت تولید کیسه های تنی فاقد شرایط لازم برای مذاکره در مورد قیمت با شرکت های مواد اولیه بالادستی است، جایی برای مذاکره با شرکت های پایین دستی ندارد و خود رقابت بی نظمی دارد که صنعت پلاستیک بافی را بسیار شکننده می کند. و نیاز فوری به ادغام دارد. در طول دوره برنامه پنج ساله پانزدهم، بیش از 5،{3}} شرکت پلاستیک بافی در سراسر کشور وجود داشت، اما تنها ده شرکت از آنها بیش از 100 میلیون یوان فروش سالانه داشتند و تنها بیش از 1،{{6} } درآمد فروش سالانه بیش از 5 میلیون یوان داشت. بقیه شرکتهای کوچک و متوسط با تجهیزات و فناوری عقب مانده، رقابت ضعیف در بازار محصول و ریسکهای بیشتر در رقابت شدید بازار بودند. به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه، قیمت محصولات نمی توانست به طور همزمان افزایش یابد و بسیاری از شرکت های کوچک کیسه های کانتینری قادر به تحمل آن نبودند و تولید را متوقف کردند، تولید را تغییر دادند یا تعطیل کردند.